Sunday, April 3, 2011

13 Be Un Dar

سیزده روز گذشت، سیزده بدر هم رفتیم و خیـــــــلی خوب هم بود. به قول معروف به یاد موندنی بود، یاد سیزده های ایران بخیر که باید صبح اول صبحی می رفتی یه جای خوب پیدا کنی و اینا،. اینجا ولی اینجوری نیست، این خارجیا نمی دونن سیزده چیه و چی کار باید کرد اما ما کار خودمونو کردیم، از سبزه گره زنی که یه جور لاتاری هست، جوجه کباب و چیپس و تخمه و چای و شوکولات و   غیره بگیر تا کوه نوردی و رودخونه، و والی بال و فریزبی و فوتبال و گرگ یارو به هوا و حتی هندوه و خربزه و قلیون و آتیش و رقص و آهنگ و حتی از همه بسی مهم تر جوانان وطن پانتومیم هم بازی کردن. هنوز این تازه خلاصه شه، واقعا روز خوبی بود، و خدا هم همکاری کرد و هوا رو واسه ما خوب نگه داشت که طبق عادت ایرانی فحش به زمین و زمان ندیم! خلاصه تر اش رو هم که گفتم خیلی به یاد موندنی بود. دیگه خواستم خلاصه مفید بنویسم که زیاد حسودی نشه. فهلن بای
Post a Comment