Sunday, November 17, 2013

Vomit 13

آقا م یخوام غر بزنم اینجا. حال نمی کنی آخرشم اگه می خوای فحش بدی همین الان تصمیم بگیر و نخون بقیه داستان و چون ممکنه مخاطب خودت هم باشی. لطف کن به خودت اگه از خودت شک داری نخون و خدافظ.
آقا بدم میاد از آدمای دو رو. از آدمایی که فکر می کنن زرنگن. تا می رسن بهت چاکرم مخلصم و نمی دونم بخار انتم و چروک فلانتم و هر گهی که بگی یارو هست تا پیشته. تا پیشت هم نیست هزار تا چیز چشت سرت می گه و تو هیچی نیستی. همین افراد می بینی پس فردا یه گهایی دارن می خورن اصن چه جور. بعد که پاش می رسه خوب معملومه مثل همیشه آخ آخ ببخشید اصن حواسم نبود یادم رفت و دفعه بعد و این حرفا. یک سری افرادی هم هستن اصن از دور سلام می کنن. اصن بدجور داغونتن. این افراد که با تو همچشن سلام علیک می کنن که انگار سال هاست باهات رفیقن. مورد اطمینانشونی و امین تو ان و از این حرفا، انگار اگه یه هفته ازت چیزی نشنون سراغتو می گیرن. انگار فقط. نه اینکه اینجوری باشنا. انگار انجوری ان. اونم از رو برخوردشون می گم! بعد وقتی پاش می رسه یه چیز کوچولو که بهشون می گی یا یه چیز کوچیک ازشون می خوای، انگار که می خوای با مادرش وصلت کنی. مصلا اگه ازشون بخوای اون پنجره رو باز کنن که نور بیاد فکر می کنن که تو عمدا اینو گفتی که یکی از بیرون اونو ببینه بعد بیاد باهاش وصلت کنه!! بابا پنجره رو خوب وا کن مثلا! چی میشه تو که تا دیروز غلامم بودی، ای بخوره تو سرت این همه دو رویی. حالا من پنجره رو مثال زدم ها. اگه خودت پاشی بری اون پنجره صاب مرده رو باز کنی می فهمه که اه مثل اینکه چیز خاصی نبوده، دفعه بعد خودش می ره باز می کنه!! وای خدا گه بگیرن این جور آدما رو. آقا کاری به کار من نداشته باش شاید اصن فکر کنی من خودمم از همین آدمام ولی لااقل من اگه گه باشم همیشه گه ام. مثل تو گه نا گه نیستم که. تکلبف تو رو با خودم روشن کردم. طوری برخورد می کنم که بفهمی من ازت خوشم نمیاد مثلا. بفهمی که باهات حال نمی کنم. کلا هم رفتارت و مطابق همین تنظیم کنی. پررو نشی. ولی یه جور برخورد می کنی که اگه آدم بخواد سوار کولت هم بشه هیچ اشکالی که نداره اصن ثواب هم داره بعد ازت می خوام پنجره رو وا کنی انگار خون باباتو می خوام بریزم. 
مردم خداییش ثبات ندارن. یا اگه هم دارن دوس دارن نداشته باشن انگار. برخوردشون دو پهلو میشه. امروز یه جورن فردا یه جور دیگه. می دونی چیه اصن. حرف زدن آدم ها به درد لای جرز هم نمی خوره خیلی وقت ها. ببین چه جوری عمل می کنن. حالا تو صب تا شب غلامم باش با حرفات. بعد که مثلا سر یه چیز کوچیک بیخود اصل خودتو نشون می دی آدم خوب معلومه حالش بهم می خوره دیگه. همین جوری روز به روز خط بزن و هی خط بزن، هی آدم ها رو خارج کن از دور آدم های جالب. بابا خوب چرا خود نیستی. والا من واسه اون ادمی که نشون می ده ازم بدش میاد خیلی بیشتر از تو احترام قائلم که می گی خیلی دوستم داری ولی نشون می دی که هیچی از آدمیت بارت نیست.
آقا بدم میاد دیگه اقا از دورویی بدم میاد. آدم گه باشه ولی یک رو داشته باشه. چقدم زیادن این جور آدما. لامصب. من به خودم گفته بودم اعصابم بهم نریزه از این جور ادما ولی نمی ذارن که. شایدم هنوز اونقد بزرگ نشدم که بتونم از همه این چیزای بی خود دنیا راحت تر بگذرم. بابا دلم می سوزه واسه این جور آدما. همه فکر می کنن خودشون درستنو همه اینو می دونم. مطمئنن هیچ کس نمیگه آدم دو روئیه. یا هیچ کس فکر نمی کنه آدم بدیه یا آدم داغونیه، ولی خداییش هستیم آقا. هستیم لامصب یه منطق همه پسند هم وجود نداره که همه خودشونو با اون مقایسه کنن. هر کی هم واسه خودش منطق خودشو داره. انقدر چرت و مسخره می شه دنیا گاهی اوقات که می گی اصن واسه چیه این همه بابا. بکشید بیرون از خودتون بگین بخندین چرا سر همدیگه رو گول می مالین. یه سری هم که سر خودشون گوا می مالن. اونا دیگه واویلا. خوب بسه دیگه می خواستم غر بزنم که زدم. هر کی هم می خواد بگه منم اینجوری هستم راست بیاد به خودم بگه. نه اینکه پشت سرم بگه آره مثلا من هم اینجوری ام دوباره فردا جلوم بگه به چطوری فلانی. ای بخوره تو اون سرت. گند بزنن بهش. خدافظ
Post a Comment