Friday, February 24, 2012

About to... disjoint

می دونم تو می خوای همه رو خوشحال کنی، هیچ وقت دلت نمی خواد هیچکی ازت دلگیر بشه، اگه یه موقع یکی دلش شکست یا از دستت ناراحت شد می ری عذر خواهی می کنی حتی بعضی موقع ها اگه حق با تو باشه باز هم عذر خواهی می کنی! که کسی ازت ناراحت نباشه!! ره خود پیامبر اعظم هم فکر کنم همین کار و می کرد، با همه ازدواج می کرد که یه موقع واسه کسی کم نذاشته باشه خدای نکرده، همه زن ها ازش راضی بودن، چون که عدالت رو هم رعایت می کرد. کلن کارش درست بوده ظاهرا، کار و زر هم که داشته پس می تونسته ازدواج کنه و به همه شون برسه. دقیقا تو هم همین طوری هستی می دونستی؟
هیچ دوباره ای وجود نداره، لطفا اشتباه نگیر، اگه امروز خندیدم، اگه فردا می خندم، به این معنی نیست که دوباره خندیدم. هر خنده یه خنده ی جدیده و هیچ ربطی به خنده های قبلی نداره. تو چه می دونی که بین این خنده ها چه خبر بوده که همه چیز رو به هم وصل می کنی! تو چه می دونی که آدم بین خنده های امروز و دیروز چند بار می میره، چند بار گریه می کنه. اینجا همه چی منفصله، هیچ چیز به هیچ چیز ربطی نداره. لطفا اشتباه نگیر. یه نفر دیروز مرد و یک نفر امروز متولد شد. نگو دوباره خندیدی لطفا. این باره ها باره های تنها ان که دوست ندارن دو تا بشن بفهم...ا
تصویر پست از این وب سایت

Post a Comment